شيخ ذبيح الله محلاتى

338

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ام‌المؤمنين خديجه كبرى خريد خديجه او را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بخشيد آن حضرت او را در راه خدا آزاد كرد و ام ايمن را به جهت او نكاح كرد اسامه از او متولد گرديد و زيد مورد مرحمت بىنهايت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرديد و زيد را فرزند خود خواند و معروف بفرزندى آن جناب گرديد چون حارثه پدر زيد از اسيرى فرزند خود آگاه گرديد در فراق وى اين ابيات بگفت . بكيت على زيد و لم ادر ما فعل * احى فيرجى ام اتى دونه الاجل فو اللّه ما ادرى و ان كنت سائلا * أ غارك سهل الارض ام غالك الجبل فيا ليت شعرى هل لك الدهر رحبة * فحسبى لك الدنيا رجوعك لى علل الخ چون جبلة بن حارثه با برادر ديگرش به حج آمدند و زيد را بديدند فرمود باهل من اين ابيات را بخوانند . اكنى الى قوم و ان كنت نائيا * بانى قطين البيت عند المشاعر فكفوا عن المجد الذى قد شجاكم * و لا تعلموا في الارض حسن الاباعر فانى به حمد اللّه في خيرا سرة * كرام معد كابرا عند كابر پس حارثه و پسرهاى حارثه فدا آوردند تا زيد را بخرند پس خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شرفياب شدند و استدعاء قبول فدا و آزادى زيد را كردند . آن جناب فرمودند خودش را مختار كنيد اگر ميل دارد با شما بيايد من فدا نمىخواهم و اگر ميل ندارد و مىخواهد با من باشد من خواهان خود مرا به غير نمىدهم پس زيد عرض كرد يا رسول اللّه شما از براى من بمنزله پدر و عمو هستيد غير را بر شما اختيار نمىكنم . آنگاه حضرت رسول در برابر حجره آمد و ايستاد و فرمود بدانيد كه زيد پسر من است و من او را بجاى فرزند برگزيدم پس از آن روز مردم او را زيد بن محمد مىگفتند و ما زال انيس و جليس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و در قرآن بصراحت تمام نام او مذكور است و بر هفت سريه امير و رئيس شد و در بدر و احد و خندق و حديبيه ملازم